نمی دانم چرا رفتی

بعد رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

ومن می دانم  تو هرگز مرا از یاد نمیبری

هنوز اشفته ی چشمان گریان توام   برگرد

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت

تو هم در پاسخ این بی وفایی بگو در راه انتخاب ان خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یه ابر

نمی دانم چرا  شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

برای شادی باغ قشنگ ارزوهات دعا کردم

(مریم حیدر زاده)

لطفا از نظر گرمتان ما را بی بهره نکنین

/ 17 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمین

گفتمش نقاش را ازغربت ‎زهرا بكش / ناله كرد و با قلم يك چادر خاكي كشيد / گفتمش پس غربت زهرا كجاي نقش بود؟ / گريه كرد و زير چادرغنچه اي پرپر كشيد.

یاسمین

دنیای عجیبی ست ؛اینجا لبخـند را هم ،بایــد زد..!

یاسمین

یکنفر در هـمین نزدیکــی ها چــیزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد...

FARID

سلام تا آخر مطالبم برو پشيمون نميشي . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶ .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶&

rojyar

رفتنت موج غريبيست كه دل مي شكند.

مانیا

سلام آقاسعید...شرمنده بخدا...من میام ولی انگار قسمت نمیشه کامنت بذارم...الانم واسه پست جدیدتون نشد،مجبورشدم واسه این پست بنویسم... این حرفاچیه؟؟؟خیلی هم خوشحال میشم...بازم تشریف بیارین...منم چشم،میام در ضمن روزتون هم مبارک... مرسی که اومدین پیشم مطلب جدیدتون هم خیلی خوب بود...تشکر...

farid

بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا! تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟ . . . این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ جان شما و خاطره هامان خداحافظ من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران خداحافظ . . . خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت . . . طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده یک … آه ! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد یه سایه شبیه من ، پشت پنجره پژمرد . . . خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ ! که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ ! سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

آزیتا

واقعا زیبا بد مرسیییییییییییییییییییی ....................... گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد ......

maedeh

عالیه عزیزم[گل]